|
پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 :: 12:30 :: نويسنده : روژان و اشکان
سلام دوستای گلم بازم از همتون ممنونم به خاطر کامنتهاتون والا خبر جدیدی نیست همچنان .... فقط پریشب مامان بزرگ اشکان بهم زنگ زد با هم حرف زدیم من که از بس خجالت کشیدم اشکان در حال حاضر تعسن کرده ولی خودش میگه اگه من سختی میکشم فقط به خاطر آینده ی خودمونه. اون اعتقاد داره اگه چیزی آسون به دست بیاد اسونم از دست میره ولی وقتی به سختی به دست بیاد سختم از هم میپاشه منم کاملا با این حرفش موافقم. پ ن۱:ما هیچ وقت نا امید نمیشیم ...چون خدا رو داریم که میدونیم هیچ وقت تنهامون نمیزاره پ ن۲:ما همو میخوایم و اگه تموم دنیام جمع شن نمیتونن از هم جدامون کنن اینو مطمینم
![]() |
||