تبليغاتX
ஜ¨ اشکان و روژان .•*´ ¨ஜ
ஜ¨ اشکان و روژان .•*´ ¨ஜ
ما با هم يه عهدي بستيم که با هم هم نفسيم قسمت هم هستيم حتي اگه دير برسيم
درباره وبلاگ


لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام ، مستم
باز می لرزد ، دلم ، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های ! نخراشی به غفلت گونه ام را ، تیغ
های ، نپریشی صفای زلفکم را ، دست
و آبرویم را نریزی ، دل
ای نخورده مست
لحظه ی دیدار نزدیک است



 
سه شنبه سی ام بهمن 1386 :: 12:17 :: نويسنده : روژان و اشکان

 

آرزوم اينه كه دستام توي دستاي تو باشه

تنگي اين دل عاشق با نوازش تو واشه

واسه چي خدا نخواسته من كنار تو باشم

قول مي دم با داشتن تو هيچ غمي نداشته باشم

همه هستي قلبم تو دو حرف خلاصه ميشه

عشق تو ، بودن با تو


وقتی میشی نیاز من اگه نباشی پیش من

اشكای چشمامو ببین كه میریزن بپای تو

همیشه بیقرارمو دلواپس نگاه تو

تموم هستی منی بمون همیشه پیش من

حالا كه عاشق توام نذار كه بیتاب بمونم

لالایی شبام تویی نذار كه بی خواب بمونم

دارم برات شعر میخونم تا تو به یادم بمونی

فقط یه چیز ازت میخوام همیشه عاشق بمونی

دوست دارم خیلی كمه ولی جز این چیزی نبود

واژه ها رو ولش كنیم عشقمو از چشام بخون



 
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386 :: 17:28 :: نويسنده : روژان و اشکان

 

همه عمــر بر ندارم سر از این خمار مستی که هنوز مــــن نبودم که تو در دلم نشستی

تو نه مثل آفتــابی که حضور و غیبت افتـــد دگـــران روند و آیند تو هــمچنان که هستــی

 

تو اگه پرنده باشی چشــمای من آسمونه راز پر کشیدنت رو کسی جــــز من نمی دونه

واسه من سخته که بی تو بنویسم مشق پرواز با صدای ســـاز خسته تر کنم گلوی آواز

 

مـــــن و تو گــــرچه اسیریم حیف از غــــصه بمیریــــم بیا تا آخــر دنیا بشینیم و پر نگیریم

جای پر زدن زمین نیست توی قلب آسمونه قصه مـرگ و جدایی تو کتاب ها جا می مونه

 

 
پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 :: 18:32 :: نويسنده : روژان و اشکان

                        

          

                                    

تو رو خدا صـدام نکن خوابتو داشتم مي ديــدم

اطلسي هاي عاشقــو از گـل لبهـــات مي چيدم

دست منو مي گيري و با خود به ابرها مي بري

هزار تا آسمون واسـم ستاره ها رو مي شماري

ماهو مياري رو زمين جاش منو اونجا مي ذاري

چقدر تو پاک و مهربون تو خواب من پا مي ذاري

بيدار مي شم تو مي ري و باز منو تنها مي ذاري

تو رو خـدا به جـون من خوابمو از چشام نگير

تو جون بخواه منم مي دم ، خوابمو از چشام نگير

 تو رو خدا صـدام نکن

              

 

 

                من در انتظار ، تودرژرفای خیال

 

 من با امیددوباره عاشق شدن ، توبا یک سکوت ابری

 

 من مسافر افسانه های عاشقانه ، تو تکیده و شکسته بر دیوار

 

 من شنونده سرود چشمانت ، تو با نگاه بارانیت

 

 من خالق اندیشه های خاموشت ، تو سربرگرفته و ویران

 

 من نا امید و امیدوار،تـــودرحســـرت فــــــردا

 

 من مردد در میان التماس این عشــــق بیصدا  وتــــو 

 

 تــــــو....صدایم کن درحـضــورهمۀ چشمــــها